شب يلدا يا شب چله، شب اول زمستان و طولاني ترين شب سال است و در اول دي ماه با دميدن خورشيد روزها از كوتاهي پاييز فرار كرده و بزرگتر شده و تابش نور ايزدي فزوني مي يابد. به گزارش خبرگزاري فارس از ساري، ايرانيان باستان آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا خورشيد مي خواندند و به اين مناسبت جشن برپا مي كردند. بعضي از ايام تقويم در هر ملتي از اهميت و پشتوانه تاريخي و فرهنگي خاصي برخوردارند كه يكي از اين ايام براي ما ايرانيان شب يلدا است. براي آماده شدن اين شب بانوان مازنداني با آراستن منزل و فراهم كردن خوراكي ها و تنقلات سنتي خود و خانواده را براي تكريم اين شب آماده مي كنند. سرپرست گروه مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مازندران نيز در اين باره به خبرنگار فارس گفت: اين جشن در ماه پارسي دي قرار دارد جشني كه شب برگزار مي شود يك سنت باستاني است. طوبي اوصانلو با اشاره به اينكه يلدا روز توليد ميترا يا مهر است اين جشن به اندازهاي كه مردم فصول را تعيين مي كردند كهن است بيان كرد: در اين شب براي درامان ماندن از خطر اهريمن همه دور هم جمع مي شوند. وي خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار، شيريني هاي خانگي و سنتي مانند شيريني هاي گنجدي، نان كلوا و ميوه هاي مختلف را نشان از بركت، تندرستي و فراواني در اين فصل سرما عنوان كرد و اظهار داشت: در اين شب هم مثل جشن تيرگان گرفتن فال حافظ و انتخاب و شكستن گردو نيز از پوكي و پري آن در آينده مي گويند. اوصانلو با اشاره به اينكه آيين خاصي در شب يلدا براي ديدن خورشيد زمستان وجود دارد خاطر نشان كرد: سرزمين ايران داراي فرهنگ غني است، مرمان با ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زندگي مي كنند براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند كه جشن شبانه يلدا براي ديدن و تماشاي خورشيد تازه متولد شده بوده است ، جشني كه لازمه آن حضور كهنسالان و بزرگان خانواده به نماد كهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است. وي يادآور شد: در گذشته عقيده بر اين بود كه افراد خانواده ضمن جشن و سرور براي درامان ماندن محصولات از سرما دعا كنند و آتشي را در اين شب برپا مي كردند تا در تمام شب بسوزد و اهريمن مغلوب شود و مردمان كهن مازندران بر اين باور بودند كه در شب 30 آذر ماه خورشيد با آنها قهر مي كند و چون خورشيد را مظهر همه چيز مي دانستند از صبح به شب زنده داري مي پرداختند تا شايد خورشيد با آنها آشتي كند و نحس بودن اين شب را از بين برود. سرپرست گروه مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي مازندران در اين باره ادامه داد: بر باور مردم كهن مازندران خورشيد مظهر قدرت بود كه مي تواند در شب يلدا پيروز شود و تا يك سال اقتدار خورشيد پايدار است و به همين دليل شب يلدا را با شكوه خاص و با استفاده از ميوه هايي كه درون سرخ دارند به خاطر سرخي خورشيد سپري مي كردند و تا صبح بيدار مي ماندند تا خورشيد غلبه كند. وي خوردن تنقلات مثل آجيل و كندس و پشت زيك را از تنقلات مرسوم مردم مازندران در اين شب دانست و افزود: براساس اعتقادات عرفي خوردن هندوانه در شب يلدا باعث مي شود كه در طول زمستان احساس سرما نكنند. اوصانلو گفت: در اين شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود 7 چيز خانه را ميگرفتند و بر اين باور بودند كه اگر كسي آنها را نبيند و نشناسد حتماً به آنچه نيت كردند خواهند رسيد. وي در پايان خاطر نشان كرد: اين شب در گويش مازندران «گت چله» معروف است.
نوشته شده توسط م- شريفي در پنجشنبه 29 آذر1386 ساعت موضوع فرهنگ بومی مازندران | لینک ثابت
حصير بافي : حصير بافي در برخي از روستاهاي استان مازندران به ويژه در غرب استان رايج است. در مازندران از نوعي حصير به نام « كوب » براي زير انداز استفاده مي شود. براي بافت « كوب» از گياهان خود رو چون « گاله » و « واش » كه در باتلاق ها و اب بندان ها مي رويد بهره مي جويند. براي تهيه زنبيل و سبد نيز از همين گياهان استفاده مي شود. گاه تهيه اين مصنوعات با به كارگيري چوب و ني ياد و نوع علف به نام هاي « وران » و « سازير » انجام مي شود. گليم بافي : گليم بافي نيز يكي از ديگر صنايع دستي و سنتي استان محسوب مي شود. در حال حاضر در بيشتر روستاها و شهرهاي استان به اين هنر اشتغال دارند. نقوش گليم اغلب به شكل هندسي است و بافنده با الهام گرفتن از اطراف طبيعت خود، نقش مي زند. رنگ گليم نيز بر گرفته از طبيعت پيرامون و غالب رنگ هاي تند و شاد مانند قرمز ، نارنجي ، كرم، سبز، سرمه اي است. جاجيم بافي : در ميان دست بافت هاي روستايي ، جاجيم از اهميت بيشتري برخوردار است و كاربردهايي نظير زيرانداز، پشتي، سجاده رختخواب پيچ، مفرش، پتو، وريه كرسي و... داردو اين هنر در بسياري از مناطق روستايي از جمله « متكازين » از توابع بهشهر بخش دودانگه شهرستان ساري، آلاشت سواد كوه ، كجور، نوشهر و كلاردشت چالوس اقبال و توجه است. در روستاي كوهستاني و ييلاقي متكازين در بخش هزار جريب بهشهر ، اصولا" بافت جاجيم توسط زنان صورت مي گيرد و مردان جز در مرحله تهيه پشم، نقش چنداني ندارند. در بافت جاجيم اين منطقه پس از بافتن حاشيه، نقش اندازي كه در اصطلاح « گل » خوانده مي شود صورت مي گيرد . اين نقش ها اسامي مختلفي دارند چهار گل، خشتي ، پنجه اي، گل آفتاب گردان، آفتاب تيره، حاشيه هاي اطراف نيز با طرح مثلث دندانه دار پر مي شود.براي بافت جاجيم در اندازه هاي بزرگ تر دو يا چند عدد جاجيم بافته شده به اندازه عرض دار موجود را به يكديگر متصل مي نمايند و يك جاجيم در اندازه دل خواه شكل مي گيرد. جوراب بافي : جوراب بافي يكي از صنايع دستي رايج و بومي منطقه است كه به ويژه در روستاي « صالحان » از جمله صنايع دستي اساسي محسوب مي شود. اين صنعت بومي را مي توان بر مبناي توليد و مصرف آن به جوراب چكمه اي يا گردن بلند و گردن كوتاه تقسيم كرد. در روستاهاي منطقه در حال حاضر توليد جوراب به شكل ساده انجام مي شود و پشم گرفته شده از گوسفند بدون ررنگ آميزي واستفاده از نقوش مختلف عرضه شده و جنبه هنري ندارد. موج بافي : ماده اوليه موج بافي كه به نام هاي « رختخواب پيچ » و « ايزار » نيز معروف است، پشم است. به همين دليل ارزان و قابل شستشو داراي استحكام، نرم و سبك است. موج بافي به دليل صفت هايي كه بر شمرديم، به عنوان هنري فراگيري در كذشته مطرح بود و اكنون ميز كم وبيش در اين منطقه رواج دارد.امروزه اين هنر بيشتر در روستاهاي منطقه كجور به جا مانده است. گونه اي از اين دست بافت ها با همين كاربرد « چاد شب » ناميده مي شود. معروف ترين آن « چادر شب دارايي» است كه داراي رنگ هاي متنوع به وبژه طيف هاي گوناگون رنگ قرمز كه جاذبه بيشتري نسبت به رنگ هاي ديگر دارد است. در اين منطقه در كنار بافت اين نوع پارچه، سفره هاي ظريف و پرارزش نيز بافته مي شود. پارچه بافي : در گذشته بافت انواع پارچه هاپشمي، ابريشمي و نخي معمول بود. نوعي پارچه ابريشمي كه اليجه نام داشت براي دوخت كت زنانه به كار مي رفت. از پارچه هاي پشمي « چوغا» و « باشلق» براي پالتو استفاده مي شود. و از شمد كه نوعي پارچه خنك و لطيف است در تابستان به جاي پتو استفاده مي شود. چنته لفور : چنته نوعي كيف دسته دار است كه در قريه « لفور» از توابع سواد كوه توليد مي شود براي بافت آن از دستگاه « كرك چال » استفاده مي شود و مراحل توليد آن مانند جاجيم است با اين تفاوت كه پس از پايان كار، دوردوزي و گاه با مهره هاي تزييني و خرمهره تزيين مي شود. نمد مالي : نمد مالي در بيشتر مناطق استان مازندران به خصوص درمنطقه كجور و روستاهاي اطراف رامسر رواج دارد. ماده اصلي نمد پشم و گوسفند و به رنگ هاي طبيعي مانند سفيد و سياه و قهوه اي و براي نقش اندازي آن از پشم هاي رنگ شده شيميايي بهره مي جويند معمولا" ساخت يك قطعه نمد يك روز به طول مي انجاميد و اغلب چند نفر روي آن كار مي كنند.
نوشته شده توسط م- شريفي در جمعه 23 آذر1386 ساعت موضوع فرهنگ بومی مازندران | لینک ثابت
شليته يا چرخي شلوار، تمبون قمبلي :
دامن پرچين و كوتاهي است از جنس پارچه ابريشمي و كتان هاي
ظريف يك رنگ كه معولا" دورادور لبه پايين آن را با نوار سياه رنگي تزيين مي كردند و به آن سياهيك مي گويند.در تنديس هاي به دست آمده از دور اشكانيان مجسمه زني با شليته اي بلند و پيراهني نيمه كوتاه وجود دارد. در حال حاضر از شليته اي هنگام جشن ها و براي رقص ها ي محلي استفاده مي شود.
تمبان تنگه تمبان يا پشمبال :
نوعي شلوار با الگوي ساده به رنگ تيره معمولا" از جنس پارچه اي سنتي كرباس و يا از جنس پارچه هاي تهيه شده از بازار به نام دبيت حاج اكبري است.. در چين كمر تمبان به جاي كش، نوار بلند كتاني يا كج استفاده مي شود.
نيم ساق :
نيم ساق هم نوعي شلوار تنگ به رنگ هاي سبز ، سفيد يا سرخ از جنس ابريشم يا مخمل است كه آن را معمولا" دختران و زنان جوان در زير پيراهن مي پوشند.
جومه:
پيراهن و دامن يك سره از شانه تا زير زانو است جنس اين پيراهن معمولا" كتان يا چيت است.
نيم تنه:
اين جليقه به شكل جليقه هاي مردانه با يقه هفت يا گرد و جلو باز است و چند دكمه مي خورد . قسمت جلويي آن از پارچه پشمي و پشت آن آستري است .گاه جليقه را از جنس مخمل سرخ يا زرد و آراسته به سكه و پول هاي قديمي تزيين مي كنند در محل هزار جريب به اين جليقه سيمپوش مي گويند.
كليجه :
كتي بلند و معمولا" از جنس مخمل رنگي همراه با يراق دوزي وسكه هاي عراقي و رضاشاهي است كه در زمستان استفاده مي شود. اين كت آستين ساده بلند دارد. نوع ديگر آن با آستيني كه تا روي آرنج مي رسيد به نام چكبن شناخته مي شد.
چادر شو :
چادر شب مربع شكلي را سه گوش كرده دور كمر در پشت گره مي زنند. هنگام عروسي سر و چهر عروس را با آن مي پوشانند. جنس چادر شب د رخانوادههاي اعيان از ابريشم است و مردم عادي چادر شب هايي ازجنس كج ( ابريشم درجه 3 ) و يا مخلوطي از ابريشم و كج استفاده ميكنند
سرپوش زنان :
چارقد:
روسري چهارگوش با رنگ روشن و گل دار از جنس وال، ململ، چيت و يا ابريشم است. از رنگ روشن چارقد همراه با آرايه هاي نقره اي به نام سرچنگك در محل شقيقه ها ، در جشن ها استفاده مي شود.
مندل :
سربندي است از جنس كتان كه آن را سه گوشه و روي چارقد استفاده مي كنند مندل بيشتر هنگام كشاورزي و كارهاي روزمره استفاده مي شود.
سراقوچ :
نوعي كلاه زنانه است از پارچه نخي و يا الگويي مشابه كلاه نوزاد كه براي نگهداري گيسوان بافته شده به كار مي رود. لبه اين كلاه را چين كش مي كنند.
گيس بند يا موباف:
بند نازكي است كه آن را با رشته هاي تابيده شده از نخ برن كه معمولا" سفيد رنگ استتهيه مي كنند. از گيس بند براي بستن گيسوان بافته شده استفاده مي شود.
پاپوش زنان :
جوراب:
جنس آن از پشم است و در رنگ هاي تيره بافته مي شود.
كوش :
در گويش محلي به كفش ميگويند جنس آن از چرم دباغي شده و به رنگ هاي قهوه اي و مشكي بود
گالش:
بيشتر در رفت و آمدهاي روزانه استفاده مي شود و از جنس لاستيك سياه و كف آن قرمز رنگ است .
چاروق :
كفش مشترك مردان وزنان است جنس اين كفش از چرم گاو و گاوميش و يا نمد است كه كمي بزرگ تر از پا و لبه آن چين كش است .
پاتوئه:
شال بلند ابريشمي است كه دور پا پيچيده مي شود و با كمك ريسمان هاي بلندي آن مي بندند پاتوئه پاپوش گرمي است و در ورزهاي سرد بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد.
نوشته شده توسط م- شريفي در جمعه 23 آذر1386 ساعت موضوع فرهنگ بومی مازندران | لینک ثابت
جومه يا جامه :
پيراهني است كه متناسب با فصل از پارچه هاي كرباس چيت يا چلوار دوخته ميشود. نوع مرغوب آن را از ابريشم تهيه مي كنند.
شلوار يا تمان يا پشمبال :
به شلوارهاي سياه يا آبي رنگ از جنس كرباس مي گويند كه گاه در زمستان از جنس چوقا تهيه مي شد. مدل آن بلند تا مچ پا و الگوي آن ساده بود. براي چين كش كمر به جاي كش، بند كمر به كار مي رفت.
نيم تنه: تن
پوشي دكمه دار و معمولا" يقه هفت از جنس پشم و به رنگ مشكي يا كبود است نيم تنه رامردان هنگام سرما بر روي جامه هاي خود مي پوشيدند.چوخت، قبا يا كولك: كت پشمي ساده تيره رنگ با يقه برگردان و جلو دكمه دار، كه مردان در زمستان روي جامه مي پوشند.عليجه يا سرداري: عليجه را اعيان مي پوشيدند.دامادها عليجه را به تن مي كردند. عليجه معمولا" بلندتر از كت معمولي و تا نزديك زانو بود.
لباده :
تن پوش بلندي است كه معمولا" از جنس كرباس يا فاستوني تهيه مي شود روي كمر لباده شالي به نام « كمر شال از جنس پشم يا ابريشم مي بستند.
شولا : لباس پشمي بلندي براي چوپان ها در شب ها به شمار مي رود. چوخا به عنوان استر دروني شولا به كار مي رفت.
كردك : مانند شولا مورد استفاده چوپان
ها است.
بوشلوق: تن پوشي با آستين بلند نمدي است كه مورد استفاده چوپان ها قرار مي گيرد.
پستك: تن پو نمدي و كوتاه تر از شولا و بوشلوق، شبيه جليقه ساده و گشاد اما نمدي است.
دستكش: بيشتر درنقاط كوهستاني مورد استفاده است جنس آن يا از پشم بره تازه متولد شده و يا از الياف پست تر بود و به آنها پنج انگليسي ( پنج انگشتي ) و يك انگليسي ( يك انگشتي ) مي گفتند.
سرپوش مردان :
كلاه نمدي : جنس اين كلاه از پشم حلاجي شده است اين كلاه پوشش مناسبي براي فصل زمستان است.
كلاه گوشي: كلاهي است كه قسمت پشت و دو گوش جلوي آن لب برگشته و همين امر علت نامگذاري آن است.
پوستين كلاه : بيشتر مورد استفاده رمه گردانان است بهترين نوع آنار پوست بره تازه تهيه مي شود و به آن كلاه پوستي نيز مي گويند.
شب كلاه : بيشتر از الياف پشمي تهيه مي شود ساده و كاسه اي شكل است و معمولا" در خانه وهنگام خواب استفاده مي شود.
كلاه سنگسري: كلاه پشمي كاسه اي شكل است كه درون آن عرقچين و سطح آن داراي روزنه است.
مندل: دستاري نخي به شكل عمامه كه دنباله آن پشت گردن آويزان مي شود. به شال آن « ميربند » و هنگامي كه بر سر مي گذاشتند مندل مي گفتند اين كلاه درمناطق جلگه اي استفاده مي شد.
پاپوش مردان :
جرب :
جوراب ويژه چوپان ها بود. انواع كران تري از آن نيز با عنوان هاي رنگ رشت و آق بانو وجود داشت نوع ديگر آن را گردن جرب مي گفتند. و بافت ساده و يك رنگ داشت.
كوش :
مردم نواحي كوهستاني گيوه به پا مي كردند . گروهي نيز گيوه كرمانشاهي كه از نخ ابريشمي باالياف زيبا و كف چرم يا كائوچو بود، مي پوشيدند. صندل هاي با كف نازك از چوب افرا يا مليچ را چوكوش مي گفتند.
شيخي كوش : كفشي از چرم و به شكل نعلين كه اغلب مورد استفاده روحانيون قرار ميگرفت.
چوموشك يا چموشك: كفشي با كفي از چرم گاو و پاشنه نعل آهني كه تا مچ پا بود و در همه فصول استفاده مي شد.
چاروق: سنتي ترين كفش اين ناحيه كه معمولا" باپاتوئه استفاده مي شود. جنس آن چرم و داراي بندهاي بلند براي بستن دور پا است.
زيور آلات :
زيورآلات همواره مورد توجه علاقه زيباپسندان بوده است. شايد يكي از عوامل جذابيت زيورآلات استفاده ازمواد اوليه موجود در طبيعت مانند سنگ هاي مختلف فلز، چوب، و گياه باشد.
به عنوان نمونه هايي از زيورآلات مازندران مي توان به زيورآلات منطقه كجور و كندلوس اشاره نمود:
قلدون يا گلوبند: شامل ميركا،گبري چشم بلبلي، كهربا، عقيق، يسر و يشم كه به صورت اشكال هندسي و نامنظم تراشيده مي شد.
قرافل يا قرنفل :
به دليل خواص درماني و بوي مطبوع اين گياه از آن به عنوان گردنبند استفاده مي شد.
سنگ دل ربا يا بذر افشان :
به شكل قلب تراشيده مي شد و بهعلت وجود كريستال خالص درخشندگي داشت.
خلخال يا سوسكي :
حلقه اي از زنگوله هاي نقره براي دور مچ پا
گل بني :
سوزن هاي نقره با نگين عقيقيا قوت كه به جاي سوزن يا سنجاق براي بستن روسري استفاده مي شد.
چشم چين :
مهره سفالي است براي رفع چشم زخم و رفع قضا و بلا. چشم اصلي چشم چين در حقيقت تهيه شده از مردمك خشك شده چشم گوسفند در روز عيد قربان است كه همراه مهره اي به روي سينه مي آويختند.
گرد رو :
شبيه دانه هاي تسبيح از جنس نقره با سه عدد قلاب كه با زنجيره به اين رشته متصل بود و زنان با نصب قلاب ها روي سر و اطراف گوش اين رشته را دور صورت قرار مي دادند.
نوشته شده توسط م- شريفي در جمعه 23 آذر1386 ساعت موضوع فرهنگ بومی مازندران | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
شنبه ، مراسم معارفه استاندار جديد
مازندراني ها در انتظار برد شاگردان دست نشان
استاندار بیستم را براي دریافت نمره ۲۰ یاری كنيد
طاهايي، بيستمين استاندار مازندران شد
تخفیف ويژه در نمایشگاه رسانه های دیجیتال
مسئولان صلاحیت ملی مازندران را ارتقاء دهند
تذكرات كتبي يوسف نژاد به رييس جمهور و سه وزير
رسانه هاي مكتوب مازندران مخاطب ندارند؟
برداشت 10 تن گوشت ماهيان خاوياري در مازندران
مازندران قهرمان کشتي فرنگي فرزندان شاهد و ايثارگران
درباره وبلاگ

استان مازندران با ۲۴۰۹۱ کیلو متر مربع مساحت و ۲۶۰۲۰۰۸ نفر جمعیت از استانهای سرسبز شمال فلات ایران است و در کرانه دریای مازندران قرار دارد. این استان در غرب استان گلستان و مشرق استان گیلان میباشد و از جنوب با استانهای سمنان، تهران، قزوین هم مرز است. دریای مازندران نیز مرز شمالی این استان را کاملاً دربر گرفتهاست. تعداد ۱6 شهرستان، ۳۶ شهر، ۳۸ بخش و ۱۰۴ دهستان در مازندران وجود دارد که ۴۳ درصد از شهرها در طول نوار ساحلی واقع شدهاند. مازندران تنها استانی است که با سه محور هراز، کندوان و سوادکوه با مرکز کشور مرتبط میباشد و چهار فرودگاه دشت ناز ساری، نوشهر، بیشهکلا بابلسر و رامسر ارتباط هوایی آن را با بقیه نقاط برقرار ساخته و راه آهن شمال یکی از شعبههای اصلی راه آهن سراسری نیز از آن عبور میکند. علاوه بر آن جاده ساحلی از رامسر تا بابلسر به طول ۲۲۰ کیلومتر با فاصله ۱۰ تا ۳۰۰ متر از کنار دریا میگذرد.دریای مازندران با دارا بودن منابع سرشار غذایی و ماهیان گوناگون به ویژه خاویار، در زمینه گردش گری نیز دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را در جهان متمایز کردهاست. قله دماوند که به بام ایران معروف است در این سرزمین جای نهفته و از جاذبههای شاخص مازندران و جهان میباشد
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اخبار سیاسی مازندران
اخبار فرهنگی مازندران
اخبار هنری مازندران
اخبار اجتماعی مازندران
اخبار علمی مازندران
اخبار آموزشی مازندران
اخبار ورزشی مازندران
اخبار اقتصادی مازندران
عکس طبیعت مازندران
عکس مدیران مازندران
عکس نمایندگان مازندران
عکس شخصیتهای مازندران
فضاها و اماکن مازندران
اخبار حوادث مازندران
مقالات
مطالب ادبی و گویش مازندرانی
مطالب تاریخی مازندران
مشاهیر مازندران
تاریخچه مازندران
فرهنگ بومی مازندران
ادبیات مازندران
جاذبه های دیدنی مازندران
دوستان
اخبار مازندران
بازیاب
هیئت فوتبال مازندران
اداره کل گمرکات مازندران
بابل نت
رادیو و تلویزیون مازندران
تبیان مازندران
سایت خبری کیاسر
هتل نارنجستان
عمران شمال
دانشگاه علوم پزشكي مازندران
شاخه جوانان جبهه مشارکت مازندران
دانشگاه علوم و فنون مازندران
صدا و سیمای مرکز مازندران
روزنامه بشیر مازندران
مازند نومه
سازمان جهاد کشاورزی مازندران
پست مازندران
سایت دولتی مازندران
مالیات مازندران
شورای اسلامی مازندران
شرکت برق مازندران
شرکت صنایع فولاد مازندران
شرکت تولیدی آبگستر مازندران
انجمن علمی و آموزشی معلمان شیمی مازندران
لاویج بهشت مازندران
انجمن ام اس مازندران
سازمان صنایع و معادن مازندران
مدیریت کتابخانه های عمومی مازندران
سازمان مدیریت و برنامه ریزی مازندران
استانداری مازندران
سازمان نظام مهندسی مازندران
شمال نیوز
توسعه فناوری اطلاعات
دریا نیوز
وبلاگ روزنامه بشیر مازندران
مرکز دانلود ایران
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1384
طراح قالب
POWERED BY